به توکل نام اعظمت

بسم الله الرحمن الرحیم 

باعرض سلام خدمت دوستان عزیز خیلی خوشحالم که به وب من اومدین وامیدوارم لحظاتی شاد رو درباره ی داداش گلمون آفای ضیااینجاسپری کنید لطفا نظرفراموش نشه وتمام نظرات رو میخونم وحتما پاسخ میدم ودراسرع وقت به نمایش در میان. 


برچسب‌ها: آغازین

تاريخ : یکشنبه دوم تیر 1392 | 15:7 | نویسنده : تارا |

 

امیدوارم خیلی زودحالشون کاملا خوب بشه



تاريخ : جمعه بیستم تیر 1393 | 20:4 | نویسنده : تارا |

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها

 

حسرت ها را می شمارم

 

و باختن ها

 

وصدای شکستن را

 

.... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم

 

وکدام خواهش را نشنیدم

 

وبه کدام دلتنگی خندیدم

 

که چنین دلتنگــــــــــــــــم



تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 3:54 | نویسنده : تارا |
توعشق خوب منی گل محبوب منی توعزیزاین دل پرآشوب منی توعشق ناب منی همش توخواب منی توتنهامرحم این دل بی تاب منی تورویاشب های پرازسردردمنی توگرمای این دل نحیف وسردمنی توتنهاهمدم من توتنهایارمنی توتنهامونس من گل بی خارمنی تاوقتی پیش منی من هیچی کم ندارم دلم میگیره اگه نباشی توکنارم دل من هیچ کسی رو به جزتودوست نداره به جزتوتوی دلم کسی پانمیذاره همیشه عاشقتم اسیروحیرونتم توقلب وجون منی بخداااادیوونتم نذارازغصه دلم توی سینه بمیره بخدادوری توجونموازمن میگیره نذاراشکای منوهمه ی دنیابمیره نذاراین تیرجدایی توی قلبم بشینه

تاريخ : چهارشنبه چهارم تیر 1393 | 0:37 | نویسنده : تارا |
                         سلام دوستای گلم

                امیدوارم حال خودتون ودلتون خوب خوب باشه

                      امروزتولد یک سالگی وبلاگم هستش

 مرسی ازهمتون که این مدت واقعا لطف داشتین واینجاروقابل میدونستین وپست هارورومیخوندین وکامنت میذاشتین

ممنونم ازهمتون امیدوارم بهترین لحظات منتظرتون باشه

                     اینجاروهم فراموش نکنین

                   وگهگاهی به کلبه ی من هم سری بزنید

                        بازهم مرررررررررررررسی

 

 



تاريخ : دوشنبه دوم تیر 1393 | 1:8 | نویسنده : تارا |
میترسم

نگرانم

نگران نبودنت

همیشه نگران ازدست دادنت بودم

من توراهمانطور میخواهم

میترسم

روزی آغوشت ترس هایم رافراری میداد

روزی نگاهت نگرانیم رازنده به گور میکرد

اماحالا

برگرد من هستم

اماتو مرا درخاطراتت نابود کردی

خاطراتی شیرین برایم گذاشتی

مگذار درحسرت دوباره ی آن خاطرات نابود شوم

من بازهم هستم

اما این بار باگریه با تمناوجودت

 

 

 ازهرچه ترسیدم به سرم آمد ای کاش تو هم ترسناک

 



تاريخ : یکشنبه یکم تیر 1393 | 14:30 | نویسنده : تارا |
این چنین گفتی :((تو رفتم اما من باخاطراتت ماندم))

اما این حق من نیست

این قضاوت یک طرفه است تو قاضی من بودی تو عادلانه

قضاوت میکردی

من بودم تو مرا ندیدی

صدایم را.. گریه هایم را..روحم را..

تو هنوزهم همانطور لج بازهستی وحرف مراقبول نداری

روزی بادیدن گریه های من تعادل شهر رابه هم میزدی

ولی حالا....

چرا؟؟؟؟

من بودم تو مرا ندیدی

من بودم ولی باز حرف خودت رامیزنی

این قضاوتی عادلانه نیست

 

نبودوجودم را به پای بدی ام مگذار

نبودوجودم را به پای روزگار بگذار

نمیخواهد من وتو را  کنارهم ببیند

این گناه من است؟؟؟

 روحم... روحم درکنارتو بوده

شب ها وروزها با یاد تو آرامش گرفته

تو این هاراندیدی

وبازگفتی

((تورفتی ومن باخاطراتت ماندم

من ماندم وزمین گیرشدم))

بازهم زمزمه وار درگوشم زمزمه کن

میشنوم...بدی هایم را...نبودم را...قول میدهم بازهم آرامت کنم

اماتوبازهم آدم سابق باش

توبازهم به روی من بخند

وباخنده هایت من رادیوانه تر کن

 

خورشید بتابد یا نتابد، ماه باشد یا نباشد، شب و روز من یکی شده ،

 

 

فرقی ندارد برایم ، همه چیز برایم رویا شده ، عشق تو برایم آرزو شده

 

 

، به رویا و آرزو کاری ندارم ، حقیقت این است که دوستت دارم!

 

 

 

 



تاريخ : یکشنبه یکم تیر 1393 | 14:19 | نویسنده : تارا |
زندگی تلخ ترین خواب من است ، خسته ام ، خسته از این خواب بلند . . .

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 | 0:51 | نویسنده : تارا |
سلام دوستان

امیدوارم حالتون خوب باشه

شرمنده چندوقته نمیتونم جواب مهربونیاتون روبدم

ولی باابن وجودشماهابازهم لطف دارید وتشریف مییارید

سعی میکنم دراولین فرصت جواب همه ی کامنتهاتون روبدم



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 | 21:3 | نویسنده : تارا |
ای کاش روزگارهم دنده عقب داشت

خیلی جمله ی ساده وتکراریه ولی واقعا ای کاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااش

چقدبعضی وقتهاواسه پشیمونی دیرمیشه خداااااااااااااااااااایا



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 | 21:1 | نویسنده : تارا |
خدارادوست دارم چون...
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با هر username كه باشم، من را connect می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با یك delete هر چی را بخواهم پاك می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه friend برای من add می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه wallpaper كه update می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با اینكه خیلی بدم من را log off نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می گذارد هر جایی كه می خواهم Invisibel بروم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی كند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه اجازه، undo كردن را به من می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آن من را install كرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اراده كنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه دلش را می شكنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، كافیه فقط به دلم سر بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه نامه هاش چند كلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو كارش نیست

خدا را دوست دارم ، بخاطر اینكه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با كس دیگری حرف می زنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه فقط وقت بی كاریش یاد من نمی افتد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم از یكی دیگر پیشش گله كنم، بگویم كه ....

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تنها كسی است كه می توانی جلوش بدون اینكه خجل بشوی گریه كنی، و بگویی دلت براش تنگ شده

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم

خدا را دوست دارم به خاطر اینكه از من می پذیرد كه بگویم : خدا یا دوستت دارم. ...



تاريخ : شنبه نوزدهم بهمن 1392 | 0:2 | نویسنده : تارا |
 

 

آقاجونم میخوام خیلی صمیمی وراحت باهات حرف بزنم

بدجورهوس دیدنتو کردم

این جمعه هم داره میگذره

پس توکجایی؟

میدونی چقدرمنتظرت بودم؟

خودت انتظارکشیدی؟

میدونی عاشقی یعنی چی؟

آقاعاشقم کردی کجاجاموندی؟

چرا؟؟

فقط یه لحظه

اخه اقا اگه من ببینمت مگه ازبزرگیت کم میشه؟

میدونم من بدم ولی شاید...

شاید من تاجمعه دیگه نباشم که دوباره انتظار بکشم

آقاجون به حق اونایی که دوسشون داری قسمت میدم

این انتظار روتمومش کن

بخدادیگه نمیکشم دلتنگی سخته بخدا

بخداسخته

 



تاريخ : جمعه هجدهم بهمن 1392 | 23:35 | نویسنده : تارا |
 انا لله و انا الیه راجعون

 

 

« هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید» 

 

خبردرگذشت فروغ عزیزم چنان سنگین وجانسوز است که به دشواری به باورمینشیند.ولی دربرابرتقدیرحضرت پروردگارچاره ای جزتسلیم ورضانیست.خداوندقرین رحنمش کند

 برای شادی روحش فاتحه ای بفرستید



تاريخ : سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 | 14:36 | نویسنده : تارا |

سلام دوستان

 امروزحالم اصلاخوب نیست

درواقع اومدم ازتون التماس دعابکنم.حقیقتش یکی ازعزیزهای بنده سرطان داشتن ومتاسفانه بدخیم هم بوده ومثه اینکه درحال حاضردراحتضار هستن ومنتظرمرگ هستن بیماری وعفونت به تمام بدنشون سرایت کرده وممنوع الملاقات شدن وهیچ امیدی هم بهشون نیست ایشون یه بچه ی یک ساله هم دارن

برای من خیلی خیلی عزیزن

نمیدونم دکتراگفتن چندروزیاچندساعته دیگه وقت داره که تواین دنیاباشه ولی چیززیادی نیست

 

ولی من همیشه به معجزه اعتقاددارم ویقین دارم اگه خدابخوادحرف دکتراهیچی نیست

 

        توروخداازهمتون براش التماس دعادارم حداقل برای بچه ی یک سالش

 

               التماس دعابرای همه مریضاعلی الخصوص ایشون

                                            

                                       الهم صل علی محمدوآل محمد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام دوباره

متاسفانه این بیماربسیارعزیزم چندشب پیش فوت کردن واین چندروزدرگیرمراسم بودم ونتونستم بیام وب

ازتون التماس دعادارم که خداوندصبری به بازماندگانه اون عزیزعنایت بکنه




تاريخ : چهارشنبه نهم بهمن 1392 | 14:24 | نویسنده : تارا |

ديشب با بچه هاي سون....

منبع: اينستاگرام علي ضيا


 



تاريخ : سه شنبه هشتم بهمن 1392 | 22:54 | نویسنده : تارا |



تاريخ : یکشنبه ششم بهمن 1392 | 19:39 | نویسنده : تارا |

هاي عاشق نشو دل تنگ چيز خوبي نيست
...

+++++

همه ي حرفم همينه كه پشت موبايلم نقش زدي برام

منبع من وب پسری ازکاشانه هست امامنبع فرنازجوناینستاگرام علی ضیاس


تاريخ : شنبه پنجم بهمن 1392 | 14:29 | نویسنده : تارا |
میخواستم طولانی بنویسم

                      اما

          جزاینکه بگویم خدایا کمکم کن حرفی دیگر برای گفتن ندارم

                                                    

                                          خدایا کمکم کن

 



تاريخ : شنبه پنجم بهمن 1392 | 14:25 | نویسنده : تارا |

وقتي آدم حالش خوب نيست خل ميشود!!! گدايی من و افشين در ميدان محسني(علی ضیا)



تاريخ : پنجشنبه سوم بهمن 1392 | 12:36 | نویسنده : تارا |



تاريخ : دوشنبه سی ام دی 1392 | 19:20 | نویسنده : تارا |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.